نگاره قالی
با اجازت از روح او به مناسبت روز سعدی
"قول و غزل" بود یا نگاره ی قالی
مثل گل و بتّه طرح آن متوالی
کوهی اگر از "قصیده" نیز بسازند
شعر ندیدم بدان شکوه غزالی
عطر "گلستان" نواخت جان زمین را
خوبتر از آن ندید چشم اهالی
نوبری از "بوستان" برابر آنهاست
باغ ارسطو و آن مراد مثالی
در ملکوت کلام او نبری راه
ای که "گرفتار و پایبند عیالی"
چشم گشا سعدیا ببین که ندارد
رستمی از غرّگی رعایت زالی
نیست کسی بیقرار محنت مردم
جای تو خالی دریغ جای تو خالی
عهد تو با این همه نبوده فراموش
عشق نمانده اسیر سیر لیالی
بلبل گوینده یادونام تو دارد
"اول اردیبشهت ماه جلالی"
امیرحسین بهمنی
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 18:50 توسط گروه ادبیات فارسی سوادکوه
|