مازندران يا يمن

از: عقيلي محمودي بختياري

  استاد مؤسسه عالي علوم ارتباطات اجتماعي

يكي از شيرين‌ترين و در عين حال گمراه‌كننده‌ترين بحثهاي تاريخي و سياسي و جغرافيايي و ديني ، جابجا شدن نام جاها و شهرها و جهت جغرافيائي است. اين جابجا شدن نامها به غير از همنام بودن شهرها و جاهاست. زيرا ، شهرها و ديه‌ها و ناحيه‌هاي همنام بيشتر بر اثر كوچ‌كردن مردم از جايي‌به‌جايي و از كشوري به كشوري است ، كه نام شهر و ديار كهن خود را به جاي نوين مي‌گذاردند. چنانكه ايرانيان دريانورد و ماجراجو ، يا رنج‌ديده و رانده ، به هرجاي گيتي كه كوچ مي‌كردند نام شهر يا ناحيه خود را بر آن سرزمين مي‌گذاشتند. مانند جايگزيني فارسيان به ويژه شيرازيان در كرانه‌هاي افريقا كه آنجا را خود زنگبار ، يعني ساحل سياه ناميدند و شهري را كه براي جايگزيني خود ساختند شيراز نام گذاشتند ( چند سال پيش پيرامون آنها در روزنامه‌ها مطالبي نوشته شد ). از آن گذشته ، شباهت بسيار برخي از نامهاي جاها و شهرها دلالت بر كوچ مردمي از نقطه‌يي به نقطه‌يي ديگر مي‌كند يا نشان نفوذ و رخنه آئين و فكر ملتي در ملتي ديگر است. مانند « ميلان » در « آذربايجان » و « ميلان » در ايتاليا « پاريس » در فرانسه و « پاريز » در كرمان و نيز خود واژه « كرمان » با « گرمان » يعني سرزمين « ژرمن » يا آلمان و صدها نام ديگز از اينگونه كه همه نشان‌دهنده نفوذ فرهنگ يا آيين ملتي در ملتي يا حركت مردمي از سرزميني به سرزمين ديگري است. اما اگر بخواهيم بدانيم اين نامها از كجا به كجا رفته‌اند ، بايد پيشينه ملتها و كشورها را وارسي و بررسي كنيم.

ادامه نوشته

سه شاعر نیمایی و سنت شعر فارسی

فاطمه شمس، دانشجوی دکتری ایران‌شناسی دانشگاه آکسفورد

بسیاری مهدی اخوان ثالث را تنها یک شاعر بزرگ می‌دانند اما واقعیت این است که او با پژوهشهای ارزشمندی که در باره میراث شعر کلاسیک و شعر نو انجام داده، منتقد و محقق برجسته‌ای هم به شمار می‌آید.


انتشار کتابهای «عطا و لقای نیما یوشیج» و «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج» و مقالاتی همچون «نوعی وزن در شعر فارسی» باعث شده است که رویکردهای موجود به میراث ادبی نیما یوشیج تا اندازه زیادی متحول شود.

ادامه نوشته