شاكر از رحمت خداي رحيم
جسته از محنت و بلاي حجاز
رسته از دوزخ و عذاب اليم
آمده سوي مكه از عرفات
زده لبيك عمره از تنعيم
يافته حج و كرده عمره تمام
بازگشته به سوي خانه سليم
5 من شدم ساعتي به استقبال
پاي كردم برون ز حد گليم
مر مرا در ميان قافله بود
دوستي مخلص و عزيز و كريم
گفتم او را بگو كه چون رستي
زين سفر كردن به رنج و به بيم ؟
..............
...............
گفت : از اين باب هرچه گفتي تو
من ندانسته ام صحيح و سقيم
گفتم اي دوست پس نكردي حج
نشدي در مقام محو مقيم
رفته اي مكه ديده آمده باز
محنت باديه خريده به سيم
گر تو خواهي كه حج كني پس از اين
اين چنين كن كه كردمت تعليم
ادامه مطلب
به ياران گفت كز خاكي و آبي
نديدم كس بدين حاضر جوابي
حاضر جواب در نزد عوام فردي است كه براي هر سخن جوابي دل پذير آماده
در آستين داشته باشد . اما در ادب دل پذيري ِ حاضر جوابي اگرچه كمابيش همچنان است كه
در نزد عوام ؛بيشتر به خاطر انطباق با سنت هاي ادبي است و گاه نيز تنها براي اهل
ادب دل پذير است كه اگرچه سخن دل پذير نداشته باشند دلي سخن پذير دارند. نمود حاضر جوابي در ادبيات را مي توان در مناظره
هاي مختلف ادب پارسي به تماشا نشست . اما حاضر جوابي جلوه گاه هاي ديگري نيز در
ادب دارد كه بديهه گويي از آن شمار است .
در بديهه گويي شاعر بي آن كه مجال انديشيدن داشته باشد با تكيه بر ذوق
پرورده ي خويش به تجربه اي شعري دست مي يازد.اما نوعي از بديهه گويي در مشاعره بين
شاعران رايج بوده كه بيشتر در قالب « فرد» جلوه گري كرده است و اين نوع مصداق حاضر
جوابي مورد نظر ماست.
يكي از شاعران حاضر جواب ِ بديهه گو زيب النسا مخفي است كه حكايت هاي گوناگوني از
عجايب او نقل مي كنند . در كتاب تاريخ ادبيات صفا از زيب النسا در مطاوي شرح حال
اورنگ زيب تنها نامي آمده و وعده ي دكتر صفا به شرح كامل احوال او در بخش شاعران محقق نشده ولي جاي شكر است كه كتاب ادبيات فارسي دوم دبيرستان حداقل مختصري از
شرح حال او را آورده است .همچنين كتاب
زنان سخنور صص 157-188 و كتاب مخزن الغرائب صص 420-423 به زندگي اين شاعر پرداخته
است . مختصر مفيدي نيز در لغت نامه الكترونيكي دهخدا آمده است . به دنبال اطلاعات بيشتر از زيب النسا به مقاله
اي از آقاي سيد محسن سعيد زاده برخوردم كه جهت برخورداري خوانندگان در ادامه مطلب
درج مي شود.
ادامه مطلب
رباعي اول :
آن قصر كه
جمشيد در او جام گرفت
آهو بچه
كرد و روبه آرام گرفت
بهرام كه
گور مي گرفتي همه عمر
ديدي كه
چگونه گور بهرام گرفت
نكته اول : خيام در اين رباعي بي اعتباري دنيا و مرگ را هشدار مي دهد و مي گويد شاهان بزرگي همچون جمشيد (پادشاه پيشدادي شاهنامه)و بهرام گور(پادشاه ساساني ) با آن همه ثروت و جاه و جلال نتوانسته اند از مرگ نجات پيدا كنند .
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
شايد قصه كهن سلامان و ابسال، از معدود قصه هاي كهن جهان باشد كه دو روايت كاملا متفاوت از آن وجود دارد. قصه سلامان و ابسال، يك قصه رمزي و تمثيلي است كه ريشه اي يوناني دارد. اين قصه در حدود قرن 3 و 4 ه.ق براي نخستين بار به وسيله «حنين بن اسحق»، حكيم، طبيب و مترجم از يوناني به عربي ترجمه شد.
قصه سلامان و ابسال به دليل اين كه توامان مضموني عاشقانه، رمزي، تمثيلي، عرفاني و فلسفي دارد، در طول تاريخ توجه بسياري از بزرگان ادب و انديشه ايران را به خود جلب كرد. آن قدر كه ابن سينا، خواجه نصير طوسي و جامي از جمله كساني بودند كه قصه سلامان و ابسال را نقل كردند و بر آن شرح و تاويل آوردند
ادامه مطلب
مسالك المحسنين داستان يا سفرنامه ی خيالي است كه به تقليد آخرين روز حكيم تاليف سر همفري ديوي نوشته و مسافرت گروهي از جوانان براي مقاصد علمي به قله ی كوه دماوند را شرح مي دهد.
اين مسافرت اكتشافي بهانه و دستاويزي است كه مؤلف بتواند در خلال آن مسائل مختلف اخلاقي، اجتماعي و تعليماتي را طرح و اطلاعات خود را در هر دو مورد به صورت بحث و مناظره در ميان و رفقاي سفر يا كساني كه در عرض راه با آنها برخورد مي كنند، بيان كند و از اين حيث اثر بي شباهت به كتاب احمد نيست.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
102 سال پيش – سه
آذر سال 1285 ه. ش : روزنامه ي مجلس به سردبيري اديب الممالك فراهاني منتشر
شد .
848 سال پيش – سوم
آذر (13 ذي قعده سال 581 ه.ق ) انوري ابيوردي از شاعران نامدار قرن ششم
هجري
در گذشت .
ادامه مطلب
نام
گاندي همه جا شنيده و ديده مي شد : كتاب ها ، روزنامه ها ،راديو و تلويزيون . به
ويژه آن كه تب استعمار ستيزي داغ داغ بود و گاندي نيز پيشرو قهرمانان بازپسين اين
مبارزه .
نام تاگور را اما اولين بار در كتاب اطلاعات عمومي با اين وصف خواندم : اولين آسيايي برنده جايزه ي نوبل ادبيات . كتاب ها و مجله ها بر دامنه اين دانش افزودند تا اين كه سرانجام شعري از تاگور زينت بخش كتاب هاي درسي شد و ضرورت آشنايي با اين شاعر بيشتر .آنچه نيز در پي مي آيد آشنايي ما با اين شاعر شبه قاره را بيشتر مي كند
ادامه مطلب
عناصر داستان
نام کامل کتاب :
عناصر داستان
نويسنده : جمال
(حسين) ميرصادقي
چاپ اول : 1364
درباره کتاب :
کتاب عناصر داستان،
به صورت کاملاً تئوري عناصر داستان را يک به يک بررسي ميکند و در انتهاي تمام بخشها
يک داستان را که بر پايه آن عنصر داستاني نوشته شده به عنوان مثال آورده است. کتاب
عناصر داستان جمال ميرصادقي براي کساني که تازه ميخواهند داستان نويسي را شروع
کنند کتاب فوقالعادهاي است، و اگر نويسنده تازه کار دل به خواندن کامل کتاب بدهد
ميتواند پس از پايان کتاب پيشرفت خود را حس کند. گر چه هنوز هم براي پيشرفت اساسي
تر نبايد مطالعه اصولي و منظم را از ياد ببرد.
درباره نويسنده :
جمال
ميرصادقي متولد 19 اردي بهشت 1312 و فارغ التحصيل دانشکده ادبيات و علوم انساني از
دانشگاه تهران در رشته ادبيات فارسي است.
از پيشکوستان داستان نويسي در کشور است. از جمله کساني که در ايران کارگاه داستان
نويسي دارد و مدتهاست اين کارگاهها را ادامه ميدهد. در اين دوره دراز کار در
حوزه، داستان کوتاههاي بسيار و نه رمان نوشته است.
آثار ديگر
: مسافرهاي
شب 1341, چشم
هاي من خسته 1345, شبهاي تماشا و گل زرد 1347,
درازناي
شب 1349, اين
شکسته ها1350, داستان هاي منتخب 1351]], آن
سوي تل هاي شن 1352, نه
آدمي نه صدايي1354, شب
چراغ 1355, دوالپا
1357, هراس1357,
آن سوي پرچين ، مجموعه
نه داستان کوتاه از نويسندگان جهان ، ترجمه با همکاري محمود کيانوش 1352,
عناصر
داستان 1364, ادبيات داستاني, بادها خبر از تغيير
فصل مي دهند 1364, آتش از آتش 1365, چه دنياي قشنگي داستان کودکان 1364, پشه ها
1367, کلاغ ها و آدم ها 1368, برگزيده داستان هاي کوتاه جمال ميرصادقي 1368, جهان
داستان غرب 1372, داستان و ادبيات 1375, واژه نامه هنر داستان نويسي با همکاري
ميمنت ميرصادقي 1377, پيش کسوت هاي داستان کوتاه 1378, روشنان 1379, اضطراب
ابراهيم 1380, جهان داستان ايران 1380, زندگي را به آواز بخوان 1384 ....
خلاصه ی چهار داستان که در کتاب های درسی به آن اشاره شده است
چشمهايش - بزرگ علوي
استاد « ماكان» نقاش بزرگ كه يكي از مبارزان عليه ديكتاتوري
رضاخان بوده، در تبعيد درميگذرد. جزو آثار باقي مانده او پردهاي است به نام
«چشمهايش». چشمهاي زني كه گويا رازي را در خود پنهان كرده است. راوي داستان كه
ناظم مدرسه و نمايشگاه نقاشي است دچار كنجكاوي سوزاني است كه راز اين چشمها را
دريابد. بنابراين سعي ميكند «مدل» را يافته و درباره ارتباطش با استاد ا ز او
بپرسد. پس از چند سال، ناظم مدل را مييابد و در خانه مجلل او با هم به گفتگو مينشينند.
زن ميگويد كه دختر خاندان متعيني بوده كه به خاطر زيبايياش توجه مردان بسياري را
جلب ميكرده است. اما مردان و عشق بازيچه او بوده اند. تنها در برخورد با استاد
كسي را مييابد كه اساساً توجهي به جمال و جاذبه وي ندارد
ادامه مطلب
اکبر یحیوی
1- هان! ای دلِ عبرت بین! از دیده
عبر کن، هان!
ایوانِ مداین را
آیینه ی عبرت دان.
ای دل پند پذیر، آگاه باش و از آنچه می بینی پند بگیر و
ویرانه های ایوان مداین را مایه ی عبرت قرار بده.
هان: (شبه جمله) آگاه باش، به هوش باش. // عبرت بین: (صفت
فاعلی مرکّب مرخّم) عبرت فزاینده، پند فزاینده. // عبر: (جمع عبرت) پند
گرفتن ها و پند آموزی ها. // ایوان مداین، با «تشبیه بلیغ» به آیینه مانند
شده است. // ایوان: کاخ. // مداین: جمع «مدینه» است به معنی شهرها، امّا از
آن مجازاً «تیسفون» خواسته شده که پایتخت پادشاهان ساسانی بوده است و ایوان مداین
به نام «ایوان کسری» و «طاق کسری» معروف شده است. // «هان» با «دان» جناس ناقص
اختلاقی. // «عبر» به معنی جاری شدن اشک با کلمه ی دیده «ایهام تناسب» دارد.
// واج آرایی: تکرار مصوّت بلند «ا» در مصراع دوم. // آرایه ی اشتقاق میان عبرت و
عبر. // آرایه ی تکرار «عبرت، در اول و آخر مصراع». // بیت پنج جمله است. // واژه های قافیه: «هان» و «دان» / حروف اصلی: «ان» / حروف الحاقی ندارد./ قاعده
ی 2.
ادامه مطلب
مقاله هاي زير براي استفاده ادب دوستان پيشنهاد مي شود :
«دوستي بين خوي و قونيه فقط در حرف نيست»
همايش «شمس و مولانا؛ پل دوستي بين خوي و قونيه» شامگاه گذشته (دوشنبه، چهارم آذرماه) در خوي به پايان رسيد.
ادامه مطلب

معروفترین نویسنده ی داستان های کوتاه آمریکایی ویلیام سیدنی پورتراست . او كه مشهور به نام نویسندگی خود او - هنری است در ۱۱ سپتامبر ۱۸۶۲ در گرينز بورو کارولینای شمالی چشم به جهان گشود . در کودکی به تحصیل پرداخت ولی به زودی از آن دست کشید و به کار پرداخت . پنج سال در داروخانه ای به شاگردی سرگرم شد . آنگاه به تگزاس رفت و 12 سال در آنجا کار کرد .
در شهر اوستین مدتی به کار در بانک پرداخت و ضمنا به روزنامه نویسی نیز
علاقه مند شد . در کار بانکداری متهم به دزدی و
نادرستی شد و ناگزیر به آمریکای مرکزی گریخت . در
این زمان شهرت نویسندگی او در همه جا پیچید ، اما
در سال 1898 به زندان افتاد و سه سال بعد پس از از
رهایی چند سال به کار نویسندگی ادامه داد .
در پایان زندگی مدتی در نیویورک و چندی در زادگاه خود بسر برد . امروزه بیگناهی او و عدم شرکتش در دزدی بانک روشن شده
است .او در ۵ ژوئن ۱۹۱۰ديده بر جهان فروبست .
این نویسنده در طول عمر خود بیش
از ۴۰۰ داستان کوتاه نوشت. امروزه جایزهای نیز به نام او وجود دارد. نخستین
مجموعه داستانهای کوتاه او. هنری مجموعه «چهار میلیون» با نام اصلی «The Four Million» در ۱۸۹۹ منتشر شد. وی در ادبیات امریکا نوعی از داستان کوتاه را به وجود آورد که در آنها گرهها و دسیسهها در پایان داستان به طرزی
غافلگیرانه و غیرمنتظر گشوده میشود.
داستانهای این نویسندهٔ آمریکایی معمولا حول چهار محور زندگی شهری بویژه
نیویورک، عشق و روابط عاشقانه، زندگی در غرب در مایهٔ وسترن و طنز میچرخد.
بعضي از آثار او عبارت اند از :
قلب مغرب ، آواز شهر ، راه هاي سرنوشت ، اختيارات ، چرخ و فلك و...
مجموعههایی
از داستانهای او تحت عناوین زیر تاکنون به فارسی درآمدهاست:
- نان زنان افسونگر
- ستاره و عقاب
- آخرین خنیاگر
حضور ساده یک خانم نقال به عنوان نخستین زن نقال ایرانی در دو جمع دانشجویی و برون دانشگاهی در شهر مشهد طی روزهای آخر هفته گذشته و استقبال گرم و صمیمانه هر دو طیف نشان داد که ما چقدر به حرکتهای تازه نیاز داریم. کسی با جسارت قدم پیش گذاشته و راه بسته ای را به روی نیمی از اهالی امروز گشوده است. مهم نیست که در این مسیر موفق بوده یا نبوده الآن کسی در صدد این ارزیابیها نیست برای آن که حرکت آن قدر قشنگ و نو و تر و تازه هست که کسی را پروای عیب و ایراد به اصل کار نیست.
ادامه مطلب
معرفی همراه با ملاطفت کتاب هنوز اول عشق است به قلم فرهاد صفریان عزیز و معرفي كوتاه دیگری از ساير محمدي |
به گزارش خبرنگار فارس، مراسم پاياني نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد عصر روز شنبه 2 آدرماه همزمان با تولد اين نويسنده در تالار وحدت برگزار شد و طي آن هيچ اثري برگزيده نشد اما 5 اثر مورد تقدير قرار گرفتند.
ادامه مطلب
|
سلام ِ صبح ِ تو لبریز مهربانی بود شبیه عشق پر از شور زندگانی بود نه حاجتی به تمنا ، نه دوستت دارم پر از طراوت حسی که مثل لحظه عشق شبیه بارش رگبار تند پاییزی ... غروب بود و حضور مکدّر اشیا خراش داد صدای تو زخم روحم را ... شبی به آخر خط می رسیم و می بینیم تو می رسی به نگاهی ، خدا نکرده ، سیاه و من کنار ردیف سترون کلمات |
ادامه مطلب
ادبا و استادان زبان فارسى تركيه طى مراسمى در دانشگاه استانبول گردهم آمدند و ياد شاعر شهير ايرانى، سهراب سپهرى را گرامى داشتند.
ادامه مطلب
