در ستایش درخت نور
شعر 12 هجایی و بدون قافیه از منظومات مانویان که در طورفان چین کشف شده است :
خورخشیت ی روشن اُدْ پور ماهی برازاگ
خورشید روشن و بدر برازنده
روژند اُدْ برازند از تنواری اوی درخت
روشنی دهند و برازندگی کنند از تنه ی درخت
مروانی بامیوان اوی وازند شادی ها
مرغان روشندل سحری سخن گویند از روی شادی
وازند کبوتر اُدْ فرشه مروی وسپ گونک
سخن سرکنند کبوتران و طاوسان و همه گونه مرغان
سراویند اُدْ آواژند ... ی کنیکان
سرود گویند و آواز برکشند ... دختران
بستایند هماک تنواری اوی درخت
بستایند همگی پیکر آن درخت را
اين خانه قشنگ است ولی خانه من نيست
اين خاک چه زيباست ولی خاک وطن نيست
خبر درگذشت خسرو فرشيدورد، استاد ادب فارسی، ده روز پس از مرگ او، آن هم از طريق يک وبلاگ منتشر شد.
محمدرضا ترکی، شاعر و استاد ادبيات فارسی دانشگاه تهران در وبلاگ خود، فصل فاصله، نوشته که خسروفرشيدورد حوالی روز چهارشنبه نهم دی (سی ام دسامبر) در خانه سالمندان نيکان در شمال تهران در گوشه تنهايی و بيماری درگذشته است، همه خبرگزاريها هم اين خبر را از وبلاگ آقای ترکی نقل کرده اند.ادامه مطلب
Like as the waves make towards the pebbled shore,
همان طور که امواج دریا به سمت ریگ های ساحل روانه اند
So do our minutes hasten to their end;
دقایق عمر ما همچنان با شتاب رو به پایانشان می روند
Each changing place with that which goes before,
و هرکدام جای خود را با آن که جلوتر می رود عوض می کنند
In sequent toil all forwards do contend.
و همه با رنج و تلاش پی در پی به جلو می روند .
Nativity, once in the main of light,
تولد وقتی که به دریای بی کرانه ی روشنایی قدم می نهدادامه مطلب
تصویر زرافه شعله ور اثر سالوادور دالی نقاش اسپانیایی (1988-1904) مربوط به درس تاریخ ادبیات ایران جهان(2) رشته علوم انسانی
سالوادور فلیپه ژاسینتو دالی دومنک (به اسپانیایی: Salvador Felipe Jacinto Dalí Domènech) (۱۱ مه ۱۹۰۴ میلادی - ۲۳ ژانویه ۱۹۸۹ میلادی) نقاش فراواقعگرای اسپانیایی بود. دالی طراحی ماهر بود که بیشتر به خاطر خلق تصاویری گیرا و خیالی در آثار فراواقعگرایش به شهرت رسید. مهارت وی در نقاشی اغلب به تاثیر نقاشان رنسانس نسبت داده میشود.معروفترین اثر سالوادور دالی بهنام تداوم حافظه در سال ۱۹۳۱ خلق شد. وی همچنین در عکاسی، مجسمهسازی و فیلمسازی نیز فعالیت داشت. وی با والت دیسنی تهیهکننده و کارگردان شهیر آمریکایی در ساخت کارتن کوتاه و برنده جایزه اسکار «دستینو» که در سال ۲۰۰۳ و پس از مرگ وی منتشر شد، همکاری داشت. دالی همچنین با آلفرد هیچکاک در ساخت فیلم «طلسم شده» (۱۹۴۵ میلادی) همکاری کرد.

ادامه مطلب
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه
عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز
عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا
عرش اعظم است
اين صبح تيره باز
دميد از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان
جمله در هم است ...
ادامه مطلب
تکواژ
تکواژ را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
الف) تکواژ قاموسی : تکواژ با یکی از شرایط زیر قاموسی نامیده می شود .
1- به تنهایی به صورت واژه ی ساده به کار رود . مانند : کتاب / خانه / آب / خوب / بد / گرم / و ...
2- پایه ی واژه را در واژه ی فعل یا واژه ی غیر ساده تشکیل دهد. مانند : سوز (مثلا ً در«می سوزد» ) / ساز (مثلا ً در«می سازد» ) / خوان (مثلا ً در«خوانا» ) / جو (مثلا ً در« جوینده» ) و ...
واحدهای دسته ی 1 تکواژهای واژگانی غیر فعل اند که به صورت یک واژه به کار می روند . واحدهای دسته ی 2 تکواژهای پایه ی فعلی اند که به همراه تکواژهای دیگر واژه ی فعل یا واژ ه ی غیر فعل(اسم و صفت و ...) را می سازند .
تعدا این گونه تکواژها بسیاراست و فهرست بازی دارند و بسامد آن ها در متن کمتر است . چون معمولا این تکواژها مدخل های کتاب های قاموس زبان را تشکیل می دهند ، تکواژهای قاموسی خوانده می شوند .
ب)تکواژهای دستوری: اگر تکواژ به صورت واژه به کار رود اما پایه ی واژه در واژه های فعل یا غیر فعل نباشد تکواژ دستوری نامیده می شود . تعدا این تکواژها کم است و فهرست بسته ای دارند اما بسامد آن ها در متن بیشتر است.
از آنجا که این نوع تکواژ جایگاه دستوری یا نقش دیگر واژه ها را نشان می دهد ،تکواژ دستوری یا نقشی نامیده می شود. از این شمارند :
ضمیرها : م / ت / ش / مان / تان / شان و ...
حرف های اضافه : در/ از / به / برای و ...
حرف های ربط : که / و / اگر/ تا / و ...
حرف های نشانه: را / ای / -ِ (نقش نمای اضافه )
پ)تکواژ اشتقاقی :اگر تکواژ پیش یا پس از پایه ی واژگانی فعل یا غیر فعل به کار رود و واژه ی دیگری بسازد، تکواژ اشتقاقی است .
تکواژ اشتقاقی دو ویژگی عمده دارد :
1- نسبت به پایه ی واژه ، مقوله ی دستوری واژه ی ساخته شده را به شرح ذیل متفاوت می سازد :
الف) پایه ی واژگانی فعل + تکواژ اشتقاقی ← اسم (دان +ش ← دانش)
ب) پایه ی واژگانی فعل + تکواژ اشتقاقی ← صفت (بین +ا← بینا )
پ) پایه ی واژگانی اسم + تکواژ اشتقاقی ← صفت (زن + انه ← زنانه )
ت) پایه ی واژگانی صفت + تکواژ اشتقاقی ← اسم (رها + ی ← رهایی)
تنها در مورد زیر تغییر از اسم ذات به معنی است و مصداق کامل تغییر مقوله نمی تواند باشد .
ث) پایه ی واژگانی اسم + تکواژ اشتقاقی ← اسم (کار + مند ← کارمند)
2- با همه ی پایه های واژگانی از یک مقوله به کار نمی رود . مثلا پسوند « ش » با « دان »به صورت زیر به کار می رود:
دان + ش = دانش
اما با دانست از همان مقوله به کار نمی رود .
دانست + ش = دانستش
ت) تکواژ تصریفی : به تکواژ با دو ویژگی زیر تصریفی گفته می شود :
1- برای همه ی واژه های یک مقوله به طور یکسان و فعال به کار رود .مثلا ً نشانه ی جمع «ها» با همه ی اسم ها به کار می رود .
2- نسبت به پایه ی واژه ، مقوله ی واژ ه ی ساخته شده را تغییر نمی دهد .
کتاب(اسم)+ ها = کتاب ها (اسم)
با این بیان ، تکواژهای زیر تصریفی هستند :
1- نشانه های جمع : ها – ان
2- نشانه ی نکره: «ی » در «کتابی»
3- نشانه ی برتر و برترین: «تر » در «خوب تر» / «ترین » در «بهترین»
4- پیشوندهای فعل: « ب» در «بخوان» / « ن» در «نخوانده بود» / « می» در «می خوانم»
5- نشانه های ماضی: «د» در «خواند» / « ید» در «وزید»/ « ت» در «کشت»/« اد» در «ایستاد»
6- پسوند صفت مفعولی در ماضی ها: « ه» در «رفته باشم»
7- نشانه ی گذرا : « ان » در «گذراند»
8- شناسه ها ی فعل :م – ی – د – یم – ید - ند
گروه زبان و ادبیات فارسی سوادکوه
از مؤلف ترجمان البلاغه اطلاع چندانی در دست نیست؛ از احوال او همین قدر دانسته است که در سدۀ 5ق میزیسته است و به احتمالی در نیمۀ دوم این سده، با مشاهدۀ فقدانِ کتابی در علمِ بلاغت به زبان فارسی، بر آن میشود تا کتابی در «دانستن اجناس بلاغت و اقسام صناعت و شناختن سخنان با پیرایه و معانی بلندپایه» تدوین کند (نک : رادویانی، 2؛ نیز صفا، 2/917). تا این زمان، دو کتاب عروضی توسط ابوالعلاء شوشتری و ابویوسف عروضی، به زبان فارسی تألیف شده بود. رادویانی با آگاهی نسبت به این دو کتاب، چارچوب اثر خود را برپایۀ تقسیمبندی محاسنالکلام، نوشتۀ نصر بن حسن مرغینانی قرار داد و سپس با بهرهگیری از شنیدهها و یادداشتهای «مسموع و مطبوع» خود و نیز استفاده از دیوانهای شاعران و برخی از آثار بلاغی عرب، مانند کتاب زهره، نوشتۀ محمد بن داوود اصفهانی (د 296ق) اثر خود را فراهم آورد و به شخصیتی که نامش دانسته نیست، تقدیم کرد (نک : ص 3-7، 19).
ترجمان البلاغه در 73 فصل تدوین شده، و مشتمل است بر صنایع بدیعی، مانند ترصیع، تجنیس، تضمین و تنسیق الصفات؛ و برخی از مباحث بیانی، مثل تشبیه، استعاره و کنایه (نک : ص 4-7). آمیختگی صنایع بدیعی و مباحث بیانی در ترجمان البلاغه چونان برخی دیگر از کتب بلاغی امری رایج بود و تفکیک مباحث بلاغی یعنی معانی، بیان و بدیع بعدها توسط سکاکی در سدۀ 7ق/13م صورت گرفت (نک : ه د، 13/248-251). رادویانی در آغاز هر مبحث بلاغی، نخست با نثری بسیار ساده، به تعریف لغوی و اصطلاحی یک صنعت میپردازد و به دنبال آن شواهدی از شاعران پارسیگوی، و به تعبیر مؤلف، شواهدی از «گفتار استاذان» به دست میدهد (ص 3). این شواهد، در کنار تمام محسنات کتاب، از امتیازهای ویژۀ آن به شمار میرود، چرا که بدین طریق، نام و نمونۀ اشعار بسیاری از شاعران گمنام و پارسـیگوی محفوظ مانـده است. بهـار نثـر ترجمان البلاغه را ــ که نثر رایج عصر رادویانی بوده است ــ از نمونههای «اعجاز ایجاز» میشمارد (ص 375). هرچند او چنین اظهارنظر میکند که رادویانی در این شیوه قدری تندروی کرده، و نثر خود را، گاه به ایجازِ مخل نزدیک ساخته است (همانجا).
ترجمان البلاغه از زمان تصنیف تاکنون، مورد استفادۀ بسیاری از مصنفان کتابهای بلاغی قرار گرفته است. نخستین و برجستهترین آنها رشید وطواط و سپس شمس قیس رازی است. رشید وطواط با وجود استفاده از این کتاب و درج شواهد ترجمان البلاغه در حدائق السحر، از روی انصاف از این اثر یاد نکرده، و «ابیات و شواهد آن را بس ناخوش» خوانده است (نک : ص 1). شمس قیس هم، باب ششم المعجم را با اقتباس از شیوۀ رادویانی، به مباحث مربوط به فنون بدیع و بیان اختصاص داده است، بی آنکه نامی از رادویانی و یا ترجمان البلاغه ببرد (نک : ص 328-431؛ نیز ه د، 11/585).
سالها مؤلف ترجمان البلاغه را فرخی سیستانی میپنداشتند و این اشتباهی بود که نخستینبار، رشید وطواط (ص 2) مرتکب شد و به دنبال او، بسیاری از جمله یاقوت (19/ 29) و دولتشاه (ص 57) به تکرار آن پرداختند. با پیدا شدن نسخهای از این کتاب در 1327ش/1948م توسط احمد آتش و چاپ آن در سال بعد، تردیدی باقی نماند که ترجمان البلاغه متعلق به رادویانی است (نک : آتش، «دیباچه»). این نسخه که در کتابخانۀ فاتح استانبول نگهداری میشد، در 507ق/1113م استنساخ شده بود (همانجا؛ نیز نک : رادویانی، 128). پس از چاپ این کتاب در استانبول، نقدهایی بر شیوۀ مصحح ترجمان البلاغه نوشته شد که مهمترین آنها نقد ملک الشعرا بهار است که جوابیۀ احمد آتش را به دنبال داشت (نک : بهار، 375-404).
مآخذ: آتش، احمد، «دیباچه» بر ترجمان البلاغه (نک : هم ، رادویانی)؛ بهار، محمدتقی، «ترجمان البلاغه»، بهار و ادب فارسی، به کوشش محمد گلبن، تهران، 1351ش، ج 1؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به کوشش ادوارد براون، لیدن، 1900م؛ رادویانی، محمد، ترجمان البلاغه، به کوشش احمد آتش، تهران، 1362ش؛ رشید وطواط، محمد، حدائق السحر فی دقایق الشعر، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، 1308ش؛ شمس قیس رازی، محمد، المعجم، به کوشش محمد قزوینی، تهران، 1327ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، 1378ش؛ یاقوت، ادبا. علی میرانصاری
